bookmark

معنای شيب

شيب [ cib ] [ ceyb ]

[صفت‏][فارسی‏]پائين و طرف پائين ضد بالا.و دنبالۀ تازيانه.و گريه و نوحه‌اى كه از بسيارى اندوه بود.و دبر و كون. و پايه و بنياد.و زمين باران باريده كه تردد و آمد و شد بسيار بر آن شده و سپس آفتاب خورده خشك شده باشد و تردد و حركت. بروى آن دشوار بود.و آشفته و مدهوش و سرگشته و بى‌خبر و متحير.و شتاب‌زده.و بانگ تير از كمان رها شده.و شتاب زده. و راست و دروغ.و گرم و سرد.و داد و ستد.و لواط.و هبوط و صعود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2107)
sourceLink

تازيانه و چابك است.خاقانى گويد: جنبيد شيب مقرعۀ صبحدم كنون#ترسم كه نقره خنگ ببالا برافكند
(
فرهنگ قواس
, ص176)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.